رمان بسیار زیبای ببار بارون (به قلم نویسنده رمان گناهکار …

نوشته شده در موضوع دسته‌بندی نشده در 06 آوریل 2018
رمان بسیار زیبای ببار بارون (به قلم نویسنده رمان گناهکار ...

grouسلام به دوستای گل خودم که رسم ادب رو به جا میارن و بعد از خوندن سپاس میدن،امروز براتون دوتا پست دارم::499:

شاید سنگینی نگاهمو حس کرد..سرشو در حالی که به صورت لیدا لبخند می زد به سمتم چرخوند..
تو چشمای قهوه ایش خیره شدم..لبخند از رو لباش آروم آروم محو شد..
و لبایی که حالا اثری از اون شوق و لبخند درش دیده نمی شد رو با سر زبون تر کرد..کمی به طرفم خم شد و زیر گوشم با حرص گفت: حوصله ت سر رفته؟!..چرا تو هم یه چیزی نمیگی؟!..
اخم کردم..نگام به دستای در هم قلاب شده م روی میز بود..
– عادت به همچین….با نگام غیرمستقیم بهشون اشاره کردم: ادمایی ندارم!..
لحنم آروم بود..ولی پر از غیض..که هر وقت این حس ِ تلخ تو وجودم می دوید ناخواسته به سراغم می اومد..
نگاهش نکردم ولی صداش زیر گوشم پیچید..
– سوگل یه امشبَ رو تحمل کن، خواهشا با این رفتارای بیخودت آبروی منو پیش اینا نبر!..
بغضم و قورت دادم..
من ابروشو می برم!..منی که قرار بود زنش باشم یه موجودی ام که ابروی شوهرمو با حضور ناچیزم پیش دوستاش می برم..
ولی من همینم..از اولم همین بودم..پس چرا برای تصاحب من پیش قدم شد؟!..چرا؟!..
به قول خودش از روی علاقه؟!..
هه!………
**************************************
جلوی خونه محکم زد رو ترمز..کیفمو برداشتم و خواستم پیاده شم که دستمو گرفت: صبر کن!..
از فشار دستش دور مچم پی به خشم ِ بی حد و اندازه ش بردم..ترسیدم..اما سعی کردم ترسم تو رفتارم مشهود نباشه!..
نمی دونم تا چه حد موفق بودم اما نگاهه بنیامین از شیشه ی جلوی ماشین به رو به رو بود.. به کوچه ای که نیمی از اون تو روشنایی ِ چراغ ها و نیمی دیگه ش تو تاریکی محو شده بود..
خواستم دستمو بکشم ولی حلقه ی انگشتاش قوی تر از تقلاهای نامحسوس ِ من بود..
نگام کرد..تو فضای نیمه روشن ماشین چشماش می درخشید..از سر ِ خشم…..
سرمو چرخوندم تا ترس و تو چشمام نبینه..

— چرا سوگل؟!..آخه چرا؟!..
اب دهنم رو قورت دادم..
خواستم بگم چی چرا؟! که بلندتر از حد معمول گفت: چرا با من اینکار و می کنی؟!..چرا باهام راه نمیای؟!….و بلندتر داد زد: چرا خودتو از من می گیری؟!..
متحیر از این فریادهای بی سابقه و بلند، به صورتش خیره شدم……
– منظورت چیه؟!..مگه من نـ …….
— بسه..بسه سوگل، تمومش کن .. همه ش حرفای تکراری….همه ی زندگیم تو همین مدت زمانه کوتاه شده التماس به تو و « نه » شنیدن های من..مگه ما نامزد نیستیم؟..مگه به خاطر عقاید تو محرم نشدیم؟….و با خشم تا حدی که سعی داشت تن صداش رو کنترل کنه داد زد: بگو آره یا نه؟!..

تنم لرزید..چشمام و رو هم فشار دادم..توان ِ حرف زدن نداشتم فقط تونستم سرمو تکون بدم..
آره..تموم اینکارا رو کرده بودیم!..هم من..و هم بنیامین..
دستمو کشید سمت خودش..دست راستم که آزاد بود رو کنار فرمون تکیه دادم که پرت نشم تو بغلش..نفس نفس می زد..تند..نامنظم..
— پس بی وجدان وقتی من همه جوره دارم به سازت می رقصم، چرا تو یه قدم واسه من بر نمی داری؟!..چرا تا نزدیکت میشم مثل ادمای مریض که بیماری مسری دارن باهام رفتار می کنی؟!..چـــرا؟!……

بی امان تو دلم داد زدم چون دوستت ندارم..ندارم بنیامین..ندارم!..منو ببخش!..
ولی لبام تکون نخورد..حتی کوچکترین لرزشی بر مبنای حرف زدن و به زبون اوردن ِ حرف دلم نداشت……فقط نگاه بود..هر چی که بینمون بود از سر ِ نگاه بود و بس..
هیچ کدوم گناهی نداشتیم..
ولی چرا..بود..گناهه من انتخاب عجولانه م بود و گناهه اون انتخاب ِ منی که از هیچ لحاظ باهاش برابری نمی کردم!…..
کمی که تو چشمام خیره شد ولم کرد..محکم و با حرص..

ادامه دارد… cong


عصرتونم بخیر!
***********************************************


بی معطلی درو باز کردم و پریدم پایین..بدون اینکه حتی به پشت سرم نگاه کنم کلید و از تو کیفم در اوردم .. کلید لا به لای انگشتای سردم ثابت نمی موند..
صدای گاز ِ ماشینش و شنیدم.. و در کوتاهترین زمان ممکن، تنها صدایی که تونست سکوت کوچه ی «شهید مصطفی نیک نژاد» رو برهم بزنه صدای گوشخراش لاستیک های ماشین بنیامین بود..

قبل از اینکه کلید و تو قفل بچرخونم در باز شد..دماغم و بالا کشیدم و از پشت پرده ای از حریر ضخیم ِ اشک، نگاش کردم..مامان بود..
با دیدنم توی اون وضعیت اخم کرد..خدایا..به جای اینکه تو یه همچین موقعیتی موجی از نگرانی رو تو چشماش شاهد باشم.. در عوض اخم ِ محکم ِ روی پیشونیش شهادته بی تفاوتی ِ مادرم رو می داد..
رفتم تو و توی همون حالت که داشتم بی حوصله کفشام و در می اوردم پرسید: چی شده باز؟!..
جواب ندادم..می دادم بغضم می شکست و صدای هق هقم بلند می شد..و این یعنی شروع غرغرهای پایان ناپذیر و سرزنش های درداور ِ مامان..
خواستم برم تو اتاقم که صدای بابا رو شنیدم..تو هال نشسته بود..دسته ی کیفمو تو مشت لرزونم فشار دادم و برگشتم..سرمو زیر انداختم و به صورتم دست کشیدم تا مبادا ردی از اشک رو صورتم باقی مونده باشه..
صدای مهربونش مثل همیشه تونست تا حدی قلبم و گرم کنه..ولی هنوزم غم داشت..دلم با مهری خواهرانه غم رو به اغوش کشیده بود..شاید برای همیشه!..
— سوگل ِ بابا چی شده؟!..
رو به روش نشستم..
نسترن با یه سینی چای از اشپزخونه اومد بیرون..با دیدن من مکث کرد و لبخند زد ولی با دیدن چشمای سرخم لبخندش کمرنگ شد..
سرمو زیر انداختم و با بغض زمزمه کردم : بابا..من……
سکوت کردم..
بابا نفس عمیق کشید..
می دونست مشکلم هر چی که هست به بنیامین بر می گرده که تا این موقع باهاش بودم ولی نمی دونست من حتی با خودمم مشکل دارم..با همه چیز ِ این زندگی…….
–بگو دخترم!..
صداش گرما داشت..گرمایی پدرانه….پدرانه ای در قبال ِ فرزندش..ولی حیف..حیف که این گرما با یه تشر ِ مامان و دو تا جمله ی به ناحق از جانب نگین از هم می پاشید و دیگه حتی اون نگاه رو هم نداشتم..
نمی دونستم باید از کجا شروع کنم..اصلا چی باید می گفتم؟!..
این انتخاب ِ خودم بود..من خودم بنیامین رو خواستم..کسی مجبورم نکرده بود….حالا چی داشتم که بگم؟!..
بگم دیگه نمی خوامش؟!..بگم تازه فهمیدم چه غلطی کردم؟!..بگم اون موقع که داشتم تو اتاق باهاش حرف می زدم کور بودم و کر؟!..ندیدم و نشنیدم حرفاش رو ……
بگم نامزدم می خواد دستمو بگیره نمیذارم؟!..بگم می خواد صورتمو ببوسه و من…….
با شرم لبمو گزیدم..واقعا چی داشتم که بگم؟وقتی همه ی جوابا پیش خودم بود!..
شرم نمی کنم؟!..که می خوام به پدرم..به خانواده م گلگی کنم در حالی که خودم کردم؟!..
مگه نمیگن خود کرده را تدبیر نیست؟..
پس باید بکشم..
حقم نیست ولی مجبورم..
مجبورم بمونم و….
شاید تونستم بسازم!..

ادامه دارد…


:bighug:به افتخار دوستای گلم میخوام سومین پست هم بذارم چون خیلی دوسشون دارم. fs10چاکریم به مولا 25r30

مامان_ پس چرا دردت و نمیگی دختر؟!..
نگاهش کردم..هنوزم اخم داشت!..دردم؟!..دردم نگاهه عاری از مهرته..چی بگم از دردم؟!..
مثل همیشه باز هم ترجیح دادم سکوت کنم..دم نزنم از درد و غم ِ تلنبار شده روی دلم..بگذرم..بازم بگذرم و چشم ببندم بر هر اونچه که تا به الان روحا و جسما آزارم داده..
به تک تک اعضای خانواده م از پشت همون حریر خیس نگاه کردم..پدرم..مادرم..خواهرم……
منم عضوی از این خانواده بودم..عضوی که به حسابش نمی آوردند..
فقط می خواستن بدونن چی شده!..از سر کنجکاوی..نه از سر ِ محبت……..

از جام بلند شدم و سر به زیر در حالی که سعی داشتم نگاهه اشک الودم با نگاهه پدرم تلاقی نکنه گفتم: می تونم برم تو اتاقم؟!..
سکوتی طولانی….و با یک نفس عمیق: برو……..
شتابی که روی پاها و قدم های لرزونم داشتم کنترل شده نبود..فقط می خواستم برم..از بین اونها..از بین خانواده م..انگار که قصد فرار داشتم..
درو بستم..کیفمو پرت کردم رو صندلی..رمقی تو پاهام احساس نمی کردم و تن خسته م رو پرت کردم رو تخت..صورتم و تو تشک تخت فرو بردم..هق هقم و همونجا خفه کردم..جیغ کشیدم..ناله کردم..ولی صدام بلند نشد..نرمی ِتشک خفه َش کرده بود……
صدای باز و بسته شدن در منو به خودم اورد..سر بلند کردم..نسترن بود..مثل همیشه با نگاهی مهربون اما گرفته……سنگ صبورم..
کنارم نشست..دست نوازشش رو به صورت خیس از اشکم کشید..
–چی شده سوگل؟!..چرا باز چشمات بارونی ِ خواهری؟!..
با بغض طاقت از کف دادم و خودم رو پرت کردم تو بغلش..جسم مرتعش از بغض و هق هق ِ بی صدام رو تو اغوشش فشرد..پشتمو نوازش داد..
هق زدم: نسترن من چرا نمی میرم؟!..
دست ِ نوازشگرش از حرکت ایستاد..بازوی چپم رو گرفت و منو از آغوشش جدا کرد..تو چشماش خیره شدم..شوکه بود..از حرفم..
— دیوونه شدی سوگل؟!..این چه حرفیه که می زنی؟!..
و باز هم هق زدم: دیوونه م نسترن..آره دیوونه م..ادمی که خودشو ته ِ خط ببینه ناخداگاه دیوونه میشه..
صورتمو با دستاش قاب گرفت..
— بسه حرف مفت نزن..ته ِخط یعنی چی؟!..محکم باش…….
– نمی تونم..خواستم ولی نشد..نسترن تو و خدای بالا سر شاهد بودید چقدر تلاش کردم قوی باشم و بگم بی خیال سوگل هر کی هر چی گفت تو فکرت و مشغول نکن فقط توکل کن..ولی نتونستم..نه که نخوام.. نشد..سخته نسترن..که مادرت رو کنارت داشته باشی و خودش از آغوشش محرومت کنه..
با حرص بغلم کرد..
— تو نیازمند آغوش ِ مادرانه ای؟!..پس من چیم سوگل؟!..من هم خواهرتم هم مادرت..مهرم برات بس نیست؟!..
با خشمی ناخواسته کشیدم کنار..چسبیدم به نرده های فرفورژه ی بالای تختم..به حالت عصبی اشکام و پاک کردم و گفتم: تو هر چی هم بهم محبت کنی ولی مادرم نیستی..نسترن تو خواهرمی مادرم نیستی..من مادر می خوام..من مهر ِ مادرمو می خوام..مادر خودمو نه سـ………
لبامو روی هم فشار دادم..
اشک تو چشمای نسترن حلقه بست..جلو اومد و دستامو گرفت..
–باشه..باشه هر چی تو بگی فقط گریه نکن..من مطمئنم یه روزی همه چی درست میشه..
پوزخند زدم: یه روزی؟!..چندین ساله که قراره اون روز برسه پس کو؟!..صبر کنم تا یه روزی مامان بغلم کنه و با مهربونی زیر گوشم بگه دخترم؟!..هان نسترن؟!..اینه رسمش؟!…….
–بس کن سوگل..من همه ی اینا رو می دونم..
– ولی دلیلش و نه….دلیلش و نمی دونی..
— اره دلیلش و نمی دونم..نمی دونم چرا مامان همچین رفتاری رو باهات داره..گاهی حتی با منم سرسنگین میشه!..اما تو سعی کن با آرامش برخورد کنی…..

خودشم می دونست شدنی نیست..همچین چیزی امکان پذیر نبود..با آرامش اونم تو چنین وضعیتی؟!..
لبخند زد و به نگاهش رنگ شیطنت پاشید..
— حالا از این حرفا بگذریم بگو ببینم با بنیامین خوش گذشت؟!..
می خواست حرف و عوض کنه..این تغییر مسیر ِ ناگهانی بین حرفامون کار ِهمیشگیش بود!..
نگاهمو به پنجره ی اتاقم دوختم……..
– خوش بگذره؟!..اونم با بنیامین؟!..
–چطور؟!..
– سر جمع ِ این چند ساعت و بین چند تا دختر و پسر هم تیپ ِ خودش گذروندم..همه از اون مایه دارای باکلاس که محل سگ به ادم نمیدن….
–پـــــوف..حالا گرفتم چی شد!..پس آه و ناله های امشبت به خاطر این بود آره؟!..
بدون فکر گفتم: بعلاوه رفتار ِ اخیر بنیامین..نسترن اصلا نمی تونم درکش کنم..حداقل اونم درکم نمی کنه..انگار راهمون با هم یکی نیست!..دو قطب منفی چطور می تونن به هم نزدیک بشن؟!..
— یعنی تا این حد؟!..
– از اینم بدتر….
— نمی خوای به من بگی؟!..
– از چی؟!..
— از همه چی..تو خودت نریز هر چی تو دلت هست و بریز بیرون شاید تونستم راهنماییت کنم!..
– هیچ راهی واسه ش نیست!..
–شاید باشه!..به من اعتماد نداری؟!..
اعتماد داشتم..به تنها کسی که تو این خونه اعتماد داشتم نسترن بود..تردیدم از سر عادت بود..عادت به خود خوره و سکوت داشتم..هر چیزی رو به زبون نمی اوردم..
نسترن که پی به تردیدم برد دستمو کمی فشار داد: بهم بگو سوگل..چی انقدر پریشونت کرده؟!..
لبام لرزید..سرمو زیر انداختم..می خواستم بگم..لااقل برای اولین بار..برای خواهرم همه چیزو بگم..شاید واقعا بتونه کمکم کنه!..حس می کردم لبریزم..کاسه ی صبرم سر اومده و دیگه نمی تونم تو خودم نگه دارم….
و گفتم..از بنیامین و خواسته های بی حد و نصابش..حرکت و حرفای امشبش..بوسیدن و بغل کردن اون دختر و..
نسترن صبور و اروم به همه ی حرفام گوش داد..سکوتش باعث می شد زمان رو فراموش کنم و ادامه بدم..
ساکت که شدم چیزی نگفت..تا چند لحظه فقط نگام کرد..
با چشمانی مخمور و نگاهی متفکرانه..


ادامه دارد…

خیلی دوستون دارم، فعلا خداحافظ  :hje:

Article source: http://www.flashkhor.com/forum/showthread.php?tid=50598&page=2

               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
آموزش طراحی سیاه قلم فضا و محیط ها آموزش طراحی سیاه قلم محیط های مورد استفاده در بازی ، انیمیشن و فیلم ها آموزش طراحی و نقاشی دستی سیاه قلم طراحی های صنعتی آموزش طراحی سیاه قلم بسیار با کیفیت یک سرباز زره پوش بوسیله Photoshop
     

با مشاهده این کورس آموزشی طراحی سیاه قلم برای نقاشی محیط ها و یا همان Environ...

با مشاهده این کورس آموزشی یاد می گیرید که چطور طراحی سیاه قلم محیط های مختلف ...

با وجود ظهور نرم افزارهای کامپیوتری برای انجام طراحی های صنعتی و تجاری هنوز ه...

در این کورس آموزشی نقاشی دیجیتال افسانه ای آقای آنتونی جونز تکنیک های ویژه خو...

     
11,000 تومان خرید آموزش طراحی سیاه قلم فضا و محیط ها 11,000 تومان خرید آموزش طراحی سیاه قلم محیط های مورد استفاده در بازی ، انیمیشن و فیلم ها 11,000 تومان خرید آموزش طراحی و نقاشی دستی سیاه قلم طراحی های صنعتی 8,800 تومان خرید آموزش طراحی سیاه قلم بسیار با کیفیت یک سرباز زره پوش بوسیله Photoshop
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
آموزش طراحی Thumbnail های سیاه قلم بوسیله فتوشاپ آموزش رسم طرحهای سیاه قلم اجسام مختلف در نرم افزار Illustrator آموزش طراحی پرتره های سیاه قلم آموزش کامل و کاربردی طراحی سیاه قلم
     

 با مشاهده این کورس آموزشی تکنیک ها و ابزارهای فتوشاپ را برای طراحی تصاو...

آموزش رسم کردن طرح سیاه قلم اجسام مختلف در نرم افزار Illustrator

آموزش تکنیک های طراحی پرتره از مدلهای زنده و نکاتی در رابطه با سایه زنی آنها

آموزش مبانی ایجاد طرحهای سیاه قلم و طراحی و نقاشی این طرح ها

     
11,000 تومان خرید آموزش طراحی Thumbnail های سیاه قلم بوسیله فتوشاپ 10,000 تومان خرید آموزش رسم طرحهای سیاه قلم اجسام مختلف در نرم افزار Illustrator 10,000 تومان خرید آموزش طراحی پرتره های سیاه قلم 10,000 تومان خرید آموزش کامل و کاربردی طراحی سیاه قلم
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
آموزش رسم و طراحی مبتنی بر طرحهای سیاه قلم در Illustrator آموزش استفاده از فتوشاپ برای تبدیل طرح های سیاه قلم به نقاشی های دیجیتال کامل ، رنگ آمیزی و نورپردازی شده مجموعه فوق العاده آموزش نقاشی (تکنیک سیاه قلم چهره) 2DVD /اورجینال مجموعه فوق العاده آموزش نقاشی (تکنیک سیاه قلم چهره) 2DVD /اورجینال
     

آموزش ایجاد کردن انواع طرح های گرافیکی در نرم افزار Illustrator

محصول موسسه آموزشی Digital Tutors و بر روی 1 حلقه DVD به همراه فایل های تمرینی

چهره دوستان و عزیزان خود را به زیباترین شکل ممکن نقاشی کنید !!!

چهره دوستان و عزیزان خود را به زیباترین شکل ممکن نقاشی کنید !!!

     
10,000 تومان خرید آموزش رسم و طراحی مبتنی بر طرحهای سیاه قلم در Illustrator 10,000 تومان خرید آموزش استفاده از فتوشاپ برای تبدیل طرح های سیاه قلم به نقاشی های دیجیتال کامل ، رنگ آمیزی و نورپردازی شده 10,000 تومان خرید مجموعه فوق العاده آموزش نقاشی (تکنیک سیاه قلم چهره) 2DVD /اورجینال 9,900 تومان خرید مجموعه فوق العاده آموزش نقاشی (تکنیک سیاه قلم چهره) 2DVD /اورجینال
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
آموزش سیاه قلم- 532 ساعت سیاه قلم فیروزه ای F673 دستبندسیاه قلم F448 نیم ست سیاه قلم قرمز B873
     

شماره مجوز: 8-00093-023578

ساعت دستبندی تیتانیوم سیاه قلم طرح گل نگین فیروزه ای.همراه با باتری ساعت

دستبندسنتی سیاه قلم نگین دار با سنگ های رنگی سبز وقرمز

سرویس نیم ست سیاه قلم سنتی اشک قرمز.(گردنبندوگوشواره)

     
10,000 تومان خرید آموزش سیاه قلم- 532 34,000 تومان خرید ساعت سیاه قلم فیروزه ای F673 24,500 تومان خرید دستبندسیاه قلم F448 24,500 تومان خرید نیم ست سیاه قلم قرمز  B873
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
گوشواره سیاه قلم سبز B442 گردنبندسیاه قلم فیروزه B559 گردنبندسیاه قلم قرمز B562 گردنبندسیاه قلم سبز B561
     

گوشواره تیتانیوم سنتی سیاه قلم سبز

گردنبند تیتانیوم سیاه قلم فیروزه

گردنبند تیتانیوم سیاه قلم قرمز

گردنبند تیتانیوم سیاه قلم سبز

     
12,500 تومان خرید گوشواره سیاه قلم سبز B442 13,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم فیروزه B559 13,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم قرمز B562 13,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم سبز B561
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
گردنبندسیاه قلم قرمز B560 گردنبندسیاه قلم قرمز B558 گردنبندسیاه قلم فیروزه B555 گردنبندسیاه قلم فیروزه B553
     

گردنبند تیتانیوم سیاه قلم قرمز

گردنبند تیتانیوم سیاه قلم قرمز

گردنبند تیتانیوم سیاه قلم فیروزه

گردنبند تیتانیوم سیاه قلم فیروزه

     
13,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم قرمز B560 13,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم قرمز B558 14,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم فیروزه B555 13,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم فیروزه B553
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
گردنبندسیاه قلم قرمز B552 گردنبندسیاه قلم قرمز B325 گردنبندسیاه قلم قرمز B324 گردنبندسیاه قلم قرمز B323
     

گردنبند تیتانیوم سیاه قلم قرمز

گردنبند تیتانیوم سنتی سیاه قلم قرمز

گردنبند تیتانیوم سنتی سیاه قلم قرمز

گردنبند تیتانیوم سنتی سیاه قلم قرمز

     
13,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم قرمز B552 13,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم قرمز B325 14,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم قرمز B324 14,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم قرمز B323
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
گوشواره سیاه قلم فیروزه M463 گوشواره سیاه قلم فیروزه M301 گردنبندسیاه قلم مشکی B322 گردنبندسیاه قلم مشکی B321
     

گوشواره تیتانیوم سیاه قلم فیروزه بانگین های آبی

گوشواره تیتانیوم سیاه قلم فیروزه نگین دار

گردنبند تیتانیوم سنتی سیاه قلم مشکی

گردنبند تیتانیوم سنتی سیاه قلم مشکی

     
12,500 تومان خرید گوشواره سیاه قلم فیروزه M463 10,500 تومان خرید گوشواره سیاه قلم فیروزه  M301 14,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم مشکی B322 14,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم مشکی B321
     
     
               
عکس محصول عکس محصول عکس محصول عکس محصول
     
گردنبندسیاه قلم مشکی B320 گردنبند سیاه قلم قرمز H235 آموزش طراحی تکنیک سیاه قلم طبیعت بی جان - اورجینال آموزش طراحی تکنیک سیاه قلم چهره-اورجینال
     

گردنبند تیتانیوم سنتی سیاه قلم مشکی

گردنبند تیتانیوم گل سیاه قلم نگین قرمز

سیاه قلم از علاقمندی های نقاشان و دستداران هنر نقاشی است

منظور از نقاشی سیاه قلم،استفاده از ذغال و مداد کنته در کشیدن طرح وطراحی چهره است

     
14,500 تومان خرید گردنبندسیاه قلم مشکی B320 21,000 تومان خرید گردنبند سیاه قلم قرمز  H235 16,000 تومان خرید آموزش طراحی تکنیک سیاه قلم طبیعت بی جان - اورجینال 18,000 تومان خرید آموزش طراحی تکنیک سیاه قلم چهره-اورجینال
     
     
               
عکس محصول      
     
مدال وزنجیر سیاه قلم F306      
     

مدال وزنجیر تیتانیوم سیاه قلم سنتی نگین دودی طرح گل

     
     
14,500 تومان خرید مدال وزنجیر سیاه قلم  F306

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code